بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
مقدمهء مصحح 78
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
حيوانيست مركب او خونست به داخل به جهت خوف از موذى . و در محبوب القلوب در ترجمهء بقراط ضمن نقل كلمات او گفته : ( ص 50 نسخهء چاپى ) : « و قال : للقلب آفتان و هما الغم و الهم ، فالغم يعرض منه النوم و الهم يعرض منه السهر و ذلك لان الهم فيه فكر فى الخوف بما سيكون فمنه يكون السهر و الغم لا فكر فيه لانه انما يكون بما قد مضى و انقضى » . و نيز « يا من لا تبدل حكمته الوسائل » را كه از فقرات دعاى سيزدهم صحيفه است و در طلب حوائج مىباشد چنين معنى كرده : و اى آنكه تغيير و تبديل نكند وسائل يعنى چيزى كه سبب و واسطهء حصول مقاصد و مطالب بوده باشد حكمت بالغهء كاملهء او را اگر بخاطر خطور نمايد كه : ظاهر اين كلام منافات دارد با آنكه حق جل و علا ميفرمايند : ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ يعنى بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را گوئيم : مراد آنست كه هر دعائى كه صلاح داعى و متضمن حكمت بوده باشد باجابت مقرون خواهد بود و اگر مصلحت تقاضاى تأخير كند تأخير فرمايد و بسا باشد در امرى كه بفساد رسد داعى صلاح حال خود را در آن ديده از حق سبحانه و تعالى طلب نمايد و الحاح نمايد و اگر چنانچه حق جل و علا تعجيل در اجابت آن فرمايد البته مؤدى به هلاكت او شود و بسا باشد كه طلب كنيم چيزى را بعد از آن پشيمان شويم و بر اين قول شريف حضرت امير المؤمنين سلام اللَّه عليه ورود يافته كه ترجمهاش اينست : بسا امرى كه آدمى حريصست به آن چون دريافت آن را دوست ميدارد و ميخواهد كه نباشد ، و كافيست ترا قول الهى كه در تنزيل كريم ميفرمايد : عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ پس اگر سائلى گويد كه : هر گاه حق سبحانه و تعالى آنچه موافق حكمت و مصلحت بوده باشد كند و آنچه خلاف آن بوده باشد نكند پس چه فايده در دعا باشد ؟ گوئيم : مىشود كه آنچه داعى خواهد بعد از سؤال و طلب و تضرّع بر آوردن مصلحت باشد و پيش از آن مصلحت نباشد و در كلام حضرت امام به حق ناطق امام جعفر